تبليغاتX
تا سرای او

معشوقم !

تو که ساده ترین کلام ناخواسته در منی !

چگونه زیستنم را بی تو شماره کنم ؟!

چگونه بی تو بودن را برای بودن معنا کنم ؟!

چه معصومانه بی تو بودن را از خود پرسیدم و

چه عاشقانه این سوالات مغشوشم را با اشک ندامتم پاک نمودی ؟!

از تو با تو بودنم شکل گرفت ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 23  توسط بهار | 

شب قدر است و قدرش بدانیم.

 

الهی میدانی که چه میخواهم و

 

چه میگویم و میدانی چه در دلم میگذرد.

 

الهی تنها فقط تو میدانی و بس.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 10  توسط بهار | 

تا زمانی که حتی یک موجود ،

 

هوای زندگی را تنفس می کند ،

 

شما زنده هستید .

 

اگر با گل ها و در ختان یکی باشید ،

 

تا زمانی که حتی

 

یک برگ در باد می رقصد ،

 

شما زنده هستید .

 

آری ، شما نامیرای ، ابدی

 

و فنا ناپذیر می باشید !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 21  توسط بهار | 

اگــر غــذای نامطبــوع بخــوری ،

 

آبی ناگوار بنوشی و برخم بازوانت

 

بالین بسازی ، هنوز می توانی سرور و

 

 شادمانی را بیابی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 20  توسط بهار | 

آنان که در جستجوی شادمانی هستند

 

کم تر آن را می یابند .

 

اما کسانی حقیقتاً شاد هستند

 

که باور دارند

 

هر آنچه از سوی خدا می رسد نیکوست

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 18  توسط بهار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من بهار24 ساله

عـــاشق خــــدا

و دوستان خـــدا

نوشته های پیشین
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
پسر تنها
رسم عشق بازی
دوستت ارم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM